بازی واکنشی
سالگرد بازی های وبلاگی هم رسید و بعضی ها دوباره بازی راه انداخته اند.بازی گیگی ازآن جمله است.ولی حقیقتش را بخواهید بیشتر از آنکه مشتاق شرکت در این بازی (دعوت شده) باشم،دوست دارم در بازی جدیدِ جناب شکراللهی -که دعوتی همگانی دارد- شرکت کنم! سید عزیز با رندی تمام همه را به بازی گرفته و انگار کسی متوجه نیست! بازی جدید ایشان را من بازی واکنشی نام می نهم.بازی جالبی است.همه دعوتید!!!
بله سید جان.ما دهه ی شصتی ها کارهای عجیب زیادی میکنیم که شما به خواب هم ندیده اید،بله، ما دهه ی شصتی ها واقعا پیش بینی ناپذیریم! آنقدر که شما دهه ی قبلی ها را حسابی سر کار گذاشته ایم و خبرندارید!!!
بله سید جان! این که آه و ناله ندارد که.ما محصول ماشین جوجه کشی شماها که قصد افزایش جمعیت اسلام و مسلمین(کوپن بابا!!!) را داشتید، هستیم.
ما همانها هستیم که کارخانه های پفک سازی را برای ما گسترش دادید! (از نوشمک و لواشک و … بگذریم) بله بله.تازه مگر یادتان رفته با آمدن ما هزار جور مدرسه راه انداختید از تیزهوشان و نمونه ی مردمی و دولتی و غیر انتفاعی و انتفاعی و ….
سید، ما دهه ی شصتی ها برای مدرسه رفتن هم انواع و اقسام امتحانات ورودی دادیم و تازه شرط معدل هم برامان میگذاشتند ولی چه باک! همه را رد کردیم.ما واقعا عجیب بودیم!!!
ورودی کنکور بماند که اوج نفرات شرکت کننده باعث شد خیلی ها پشت در بمانند ولی ما با سرکار گذاشتن شماها آن را هم رد کردیم و می کنیم.بالاخره دانشگاه آزاد هم برای ماها بود دیگر!!!
بله سید.ما دهه ی شصتی ها حسابی خوش گذرانده ایم و حالا دو قورت و نیم مان هم باقی است انگار.
سید به بزرگواری خودتان ببخشید این دهه ی شصتی های عجیب را.این دهه ی شصتی هایی که خیال می کردند باید همان که درسشان تمام شد سر کار بروند! خیال میکنند شهر هرت است.اینها تازه خیال می کنند باید همان مدرک سرکاری که با برداشتن کلاه شما از دانشگاه نه آزاد و نه اسلامی میگیرند، معتبر هم باشد! زهی خیال باطل. آخر ما دهه ی شصتی ها چقدر عجیبیم.دنیا هنوز در عجب است، چه رسد به شما.
خوب سید چطور بود؟ از همان اول انشای خوبی نداشتم ولی حاضرم برای حل مسئله ای نه چندان پیچیده از ریاضیات، مسابقه ای بگذارم.من بی قلم و کاغذ و چند دقیقه وقت.شما ۱۰ ورق A4 و دو عدد مداد به همراه پاکن و تراش!!! وقت هم تا دلتان بخواهد.حاضرید؟
دنیای شعر و ادبیات هزار ساله ی شماها ایران فعلی را ساخته.ما دیگر بسمان است به خدا 
ما غیر قابل پیش بینی هستیم سید و البته بسیار عجیب
یک نتیجه از ورودی های خوابگرد- پس نوشت!
نتیجه ی دوم و البته اعتراف- اعتراف
Powered by ScribeFire









نوشتهی خوابگرد یک عیب بزرگ دارد و همان عیب برای بیمعناییاش کافی است: کلیگویی را به حد نهایت رسانده است.
نمیدانم خوابگرد با چند دههی شصتی ملاقات کرده است که اینچنین مینویسد، اما من مطمئنام مشکل نه دههی شصتیبودن که جوانتر بودن طرفهای مقابلاش بوده است. به هر حال خیلی وقتها بزرگترها عیبای در کوچکترهایشان پیدا میکنند.
اما از طرف دیگر، نوشتهی شما هم چندان وضعیت بهتری ندارد. در کلیگویی که کم نمیگذارد، و در ضمن به دههی پنجاهیها هم جوری میتازد که انگار با عدهای آدم ابلهِ حقوق-دههی شصتیها را خورده طرفایم.
مثلا اینکه به طور معمول پدر و مادر دههی شصتیها از دههی پنجاهیها نبوده (پس شما از نتیجههای جوجهکشیهای افراد دیگری هستید)، مدارس تیزهوشان برای دههی پنجاهیها هم بوده، مشکل کنکور هم اولین بار در زمان شما پیش نیامده و گریبان دههی پنجاهیها را هم گرفته، و البته در حل مسایل پیچیدهی ریاضی هم دههی پنجاهیها جلوتر از شما نباشند، عقبتر هم نیستند! در ضمن، دههی پنجاهیها هم بلدند از تکنولوژی استفاده کنند و لازم نیست به وبگردیشان بخندی.
دقیقا با نظرتون موافقم .به همین خاطر اسم این نوشته رو بازی واکنشی گذاشتم.من با این جور مرزبندی های سنی مخالفم.اصولا با هر نوع مرزبندی حتی ملیتی هم مخالفم چه رسد به به این مسخره بازی ها!
اون نوشته ی بالایی هم عین واقعیته.پیش خودم فکر کردم شاید تلنگری باشه برای بعضی ها(نه فقط دهه ی فلانی و بهمانی!) که از وقت و سرمایه ی خودشون درست استفاده کنن وگرنه هیچ وقت لینک های پایین مطلب رو قرار نمی دادم.
انتظار داشتم کمی زودتر این واکنش ها رو ببینم
ممنون.
[...] افشار: ما شصتی ها به متلک عادت کردیم (بالاترین)امین: بازی واکنشی (بالاترین)فایزه: این دهه پنجولیها (بالاترین)احسان [...]