طنز تلخ تاریخ
این روزها یکی از تفریحات سالمی! که دارم، خواندن وبلاگهای همشهری و مخصوصا وبلاگهای انتخاباتی و مناظرات دو گروه معروف شهرم است.دو گروه که بچگانه همدیگر را تخریب می کنند و وقتی نوبت مناظره میشود یکی در میرود و آن یکی هم به همین مناسبت جشن پیروزی میگیرد و شارلاتانیسم را به اوج می رساند!!!
از هر دو گروه ناامید شده ام.چنان همدیگر را متهم می کنند که انگارنه انگار روزی همشهری و هم دانشگاهی و هم مدرسه ای و … بوده اند.
نکته ی طنز ماجرا دم از اخلاق زدن اصولگرایان و فغان آزادی سردادن اصلاح طلبان است.اصولگرایانی که عملا جز تهمت و فحش و ناسزا کاری ندارند و اصلاح طلبانی که نان به نرخ روز خورند وآزادی را تنها آزادی خودشان تعریف می کنند. 
می ماند این وسط من و تویی که همچو حنظله ی ناجی العلی، تنها و سرخورده از این همه دروغ، باید افسوس بخوریم و بس!
این طنز تلخ تاریخ است که من و تو و حنظله باید روبرگردانیم، بله، طنز تلخ تاریخ…
تا بعد…













eh?
شما اون دور دورایید؟ ارومیــــــــــــــــــــــــه ؟!
حیف من نتونستم این حس وطن دوستی و سیاست-طلبی رو در خودم دوباره بیدار کنم! الان موندم اصلاح طلبا کدوما بودن اصولاگراها کدوما؟
@raoros:
زدی هدف