LifE iN GnU

حکومت مذهبی از دید شریعتی

نوشته شده در روزنوشت, شریعتی by amin در مارس 1st, 2008

اول بايد ببينيم حكومت مذهبي چيست؟ حكومت مذهبي رژيمي است كه در آن به جاي رجال سياسي، رجال مذهبي (روحاني) مقامات سياسي و دولتي را اشغال مي‌كنند و به عبارت ديگر حكومت مذهبي يعني حكومت روحانيون بر ملت.

آثار طبيعي چنين حكومتي يكي استبداد است، زيرا روحاني خود را جانشين خدا و مجري اوامر او در زمين مي‌داند و در چنين صورتي مردم حق اظهارنظر و انتقاد و مخالفت با او را ندارند. يك زعيم روحاني خود را به خودي خود زعيم مي‌داند، به اعتبار اينكه روحاني است و عالم دين، نه به اعتبار رأي و نظر و تصويب جمهور مردم، بنابراين يك حاكم غيرمسئول است و اين مادر استبداد و ديكتاتوري فردي است و چون خود را سايه و نماينده خدا مي‌داند، بر جان و مال و ناموس همه مسلط است و در هيچ گونه ستم و تجاوزي ترديد به خود راه نمي‌دهد بلكه رضاي خدا را در آن مي‌پندارد؛ گذشته از آن براي مخالف، براي پيروان مذاهب ديگر حتي حق حيات نيز قائل نيست. آنها را مغضوب خدا، گمراه، نجس و دشمن راه دين و حق مي‌شمارد و هر گونه ظلمي را نسبت به آنان عدل خدايي تلقي مي‌كند. خلاصه حكومت مذهبي همان است كه در قرون وسطي كشيشان داشتند و ويكتور هوگو آن را بدقت ترسيم كرده است.

دکتر شریعتی، كتاب مذهب عليه مذهب، ص 206ـ207

پ ن: البته حکومت مذهبی ما کاملا مسئله اش جداست ها! اصلا فکر بیخود نکنید.اینجا آزادی مطلق داریم.اونقدر مطلق ِ این آزادی که باید یه ه نقطه دار بهش اضافه کرد تا بشه مطلقه با تشدید بر روی لام!
(پدر لینوکس بسوزه که عربی نیست و کاملا فارسیه! کسی میدونه چطور میشه عربی هم نوشت؟!!!!)

Tagged with: ,

10 Responses to 'حکومت مذهبی از دید شریعتی'

Subscribe to comments with RSS or دنبالك to 'حکومت مذهبی از دید شریعتی'.

  1. مهرداد said, on مارس 1st, 2008 at 1:52 ب.ظ

    منظورت اینه: ة‌ ؟
    Shift+J
    تشدید: ّ
    Shift+I

    @مهرداد:
    چه خوب :)
    ممنون رفیق

  2. سجاد موسوی said, on مارس 2nd, 2008 at 11:59 ب.ظ

    یا ایها الذین آمنو، لا تکلموا زر زرة سیاسیة فی هذه المحیط المجازیة…

    اعیونهم (عیون الرجال القیلطریة) اکبر من الشمس و سفیلترونک بالساعة و الضرب و ضووورب

    انک علی کل شئ فهیم :دی

    @سجاد:
    چشم، اگر چه توبه ی گرگ مرگه :D

  3. سجاد موسوی said, on مارس 3rd, 2008 at 12:14 ق.ظ

    کوچیکش کردم

    خوبه ؟

    لینکو می گم، فکر بد نکن…

  4. Saeid said, on مارس 3rd, 2008 at 8:35 ق.ظ

    سلام

    خوبی؟
    این BasKet رو اگه ندیدی یعنی نصفه عمرت فناس!

    راستی نمایه بازی جدید نیست ولی چیز خوبیه. اگه تونستی تو هم یه نمایه برای خودت بزار

  5. perslim said, on مارس 10th, 2008 at 1:00 ق.ظ

    آن روحانی که خود را جانشین خدا بداند روحانی نیست ، و آن حکومتی که اینگونه حکومت کند ، حکومت مذهبی نیست .
    این مضمون ، حرف شریعتی نیست ، چرا که اینها همه سر تا پا مغالطه است ، شریعتی آدمی نیست که همه را به یک چوب براند ، یا منظورش چیز دیگری است یا حرفش .

  6. amin said, on مارس 10th, 2008 at 1:39 ق.ظ

    @perslim:
    متاسفانه تمام حکومت های مذهبی تاریخ ثابت کردند که گفته ی فوق(بدون در نظر گرفتن بقیه ی مطالب این کتاب و سایر کتابهایش و سخنرانیها و امثالهم) درسته! حالا چه مغلطه بدانیم چه ندانیم!
    ممنون.

  7. perslim said, on مارس 11th, 2008 at 2:17 ق.ظ

    احتمالتان در شناسایی بنده ، خطا است .
    و اگر مقدماتتان در این استنتاج وجود یک لینک با عنوان” آخوندها از مریخ نیامده اند” بوده ، تفکرتان اشتبا ست…
    پس شما می خواهید حکومت علی را نادیده بگیرید؟ یا عدالت و ظلم را طور دیگر معنا می کنید ؟

    @perslim:
    بابت تذکر ممنون.
    کسی نمیتونه حکومت علی رو ندیده بگیره همان طور که 23 سال سکوت علی رو هم نمیتونه نادیده بگیره.
    حکومت علی، یک استثنا بود، استثنایی که تکرارش محال است مگر به دست فرزندش
    لطفا حکومت علی رو وسط نکشید.یک دنیا غم روی دل میشینه وقتی بعضی ها رو با علی مقایسه میکنن و حکومت استبدادی خودشون رو ادامه دهنده ی راه علی میدونن
    شعارزدگی بس است به خدا

  8. درویش said, on آوریل 6th, 2008 at 10:16 ب.ظ

    سلام
    البته خیلی ها هستند که بر عکس شما شریعتی را طرفدار حکومت آخوند ها قلمداد می کنند و حتی او را مسبب پیدایش حکومت فعلی میدانند.
    اینکه این نوشته شما را دیدم اندکی خوشحال شدم و از عصبانیتم کاست.
    عصبانیت از کسانی مثل ابراهیم نبوی که بدون شناخت دنبال رو این و آن می شوند و بعد هم توقع دارند دیگران هم مثل خودشان باشند. آخر ایشان، یعنی ابراهیم نبوی نمی دانسته که شریعتی مرد است و به همین لحاظ بنا به اظهار خودش عاشق شریعتی می شود.دگر اینکه نمی دانسته عنوان دکتر مبین یک درجه علمی است نه طبابت. بدینمنوال بیمار گونه و با عاشق پیشه گی به دنبال شریعتی می رود و به عشق شریعتی دست به کار هائی می زند که مورد تنفر شریعتی بوده است.اگر نوشته های او در مورد شریعتی را خوانده باشید متوجه می شوید که ما چقدر بد بختیم. مسائل سیاسی مذهبی با رمانهای عشقی عوضی می گیریم بعد می افتیم به لگد پرانی.
    خدا حافظ

    @درویش:
    علیک السلام
    گاهی آرزو میکنم کاش شریعتی مدتی زنده می شد تا می گفت هرآنچه که باید می گفت. ای کاش…

  9. مهدی said, on آوریل 9th, 2008 at 12:02 ق.ظ

    سلام
    باید گفت که شریعتی اولا از ان روشنفکرانی بود که در زمان ظهور کمونیسم و… در دانشگاه های ایران به بسط و گسترش اسلام در قشر تحصیل کرده و یا در حال تحصیل که همه چیز را با دلیل و برهان علمی قبول داشتن پرداخته بود و می توان گفت که او از ان دسته از روشنفکرانی بود که به خوبی نقشش را در انقلاب ایفا کرد.من تا به حال کتاب های فراوانی از شریعتی بزرگ خواندم از کویر و4 زندان انسان و فاطمه ، فاطمه است تا انسان و اسلام نتنها مطلبی را در باب حمایت از آخوند دنیا پرست بی دین ایرانی ندیدم بلکه کتاب قصه ای از او وجود دارد به نام فاطمه و حسن (که اسمش را به درستی باد ندارم ) که در این کتاب از اخوند دهی نوشته که ربا خوار و حقه باز و کلاه بردار است . این کتاب نتها علاقه شریعتی به اخوندها را نمی رساند بلکه نشان می دهد که او از انها متنفر بوده و می دانسته که این قشر به ظاهر دین دار چه بلایی به سر ملت خواهند اورد

  10. درویش said, on آوریل 18th, 2008 at 5:06 ب.ظ

    واکسیناسیون انقلاب2 (شریعتی و انقلاب)

    شــریعتی :من با هر انقلاب زود رسی مخالفم. من تمام انقلاب های زود رس جهان را محکوم می کنم
    آیا اگر آنچه در ایران اتفاق افتاد را انقلاب فرض کنیم ، در زود رس بودنش هیچ شکی وجود دارد؟!

    بر خلاف آنچه که مغرض ها و دوستان نا آگاه شریعتی به او نسبت میدهند،آنچه از شریعتی شنیده شده ودر آثار و گفته هایش موجود است،مخالفت صریح و علنی و مستدلّ ایشان است با هر انقلاب زود رس.او انقلاب قبل از آگاهی توده ها و فراهم شدن شرایط دموکراسی را فاجعه می دانست ، و ادعا می کرد که در صورت وقوع چنان انقلابی ،چه بسا جامعه سالها به عقب تر از آنچه هست سقوط کند وهشدار میداد که در صورت وقوع چنان انقلابی باز این دشمنان مرد مند که بهره برداری می کنند وما امروز می بینیم که چنین شد .
    شریعتی از دیدگاه جامعه شناسی و شناخت انسان، دشمن را یک واقعیّت موجود در ذات انسان و جامعه می دانست و معتقد بودکه قبل از پالایش و غربال انسانها در یک روند آگاهی بخش ، دشمن در شکل و شمایلی جدید و فریبنده باز بر سر نوشت جامعه حاکم می شود. او تاج یا عمامه را دشمن بحساب نمی آورد ، بلکه دشمن را جهلی می دانست که به فراخور ویژگی جامعه ، روزی با تاج ظاهر می شود و روز دگر با عمّامه. و بسته به سوابق فرهنگی تاریخی هر ملّتی ،یکجا در پوشش شاه خود می نماید و جای دگر در خرقه شیخ و گاهی هر دو. آنچه مسلّم است هردو زائیده جهلند و بقای خود را نیز با ناآگاهی توده ها بیمه میکنند .ـ
    شـــــریعتی : علت اصلی پریشانی ها نه استبداد است، نه استعمار و نه استثمار. اینها همه معلولند، علت دو تا ست : اول استحمار ، دوم هم استحمار «م آ 4 ص 309»

    این مطلب را می توانید از طریق این لینک دنبال کنیدhttp://vasabaha.wordpress.com/2008/04/05/vaccination-2/

Leave a Reply