LifE iN GnU

دریاچه ی ارومیه را نجات دهید

نوشته شده در ایران, روزنوشت by amin در می 8th, 2008

همه چیز گویا بی اهمیت شده است یا چه میدانم انگاری مسکنی به مردم خورانده اند که پا گذاشتن روی وحشی ترین گزنه ها هم اثری ندارد! خبری چون خشک شدن دریاچه ی ارومیه در ۷ سال آینده منتشر می شود اما انگار حرف از جوی آبی کنار ده کوره ای زده اند! چه میدانم چه شده است؟! منگ و گیجم از این همه بی تفاوتی.
دریاچه ی ارومیه فارغ از اهمیت زیست محیطی برای منطقه، دریایی پر از خاطره هاست.دریایی آنچنان مهربان که حتی خشم زمین را در برش گرفته آرام می کند و ما را در امان اما انگار نه انگار! دریایی که محلی برای زدودن کینه ها و خشم های خانواده هاست، دریای عاشقی ها، دریای غم ها و فلامینگوها! دریایی که تخت خواب هزاران بوده و هست و چه لذتی دارد خواب بر آب!
چقدر بگویم که ترسیده ام نه غمگین! نه…غمگین نیستم که ترسیده ام به خدا! نفرین زمین گریبان بشر را می گیرد و آنوقت همین بشر به دنبال چه کارها که نیست!
دریاچه خاطره های ملتی در حال مرگ است و منتخب همان ملت، رسیدگی به چنبن مسائلی را انحراف از مسئله ی مهم دیگر یعنی مدیریت جهان می خواند!
آقای رئیس جمهور، مدیریت جهان پیشکش، دریاچه ی ارومیه را نجات دهید…

Tagged with: ,

4 Responses to 'دریاچه ی ارومیه را نجات دهید'

Subscribe to comments with RSS or دنبالك to 'دریاچه ی ارومیه را نجات دهید'.

  1. محمد مطهری said, on می 8th, 2008 at 9:11 ب.ظ

    چرا هرچی میشه ما مستقیم یقه ی رئیس جمهور بدبخت رو میریم میچسبیم ؟ بابا چیکار کنه آخه. همه جای مملکت رو دردو بلا گرفته الان همه ماهم انتظار داریم یهویی بیاد همه چیز رو درست کنه. یک جا باید انرژی هسته ای رو حل کنه یک جا بیاد تورم رو حل کنه مشکل مسکن رو حل کنه و ….
    حالا بعدش هم هرچی فحشه بارش میکنن ! به جای این که بیایم مشکل رو بندازیم گردن دیگران بیایم از خودمون شروع کنیم. مشکل دریاچه ارومیه قبل از این که به رئیس جمهور مربوط بشه به هزاران مسئول زیردستش مربوط میشه. از منابع طبیعی گرفته تا استانداری.
    در ضمن آقا امین هزاران مشکل مهم تر از دریاچه ارومیه هستش. بهتره بدونی قبل از این که دریاچه ارومیه خشک بشه صدها چاه آب خشک شدن. چاه هایی که آب مزارع اطراف همین دریاچه رو تامین میکنن که اکثرا هم شمال دریاچه هستند.
    اون ها جهنم. مردم ما دارن خودشون خشک میشن. بدبخت جوان های این مملکت پوسیدن. جوان که چه عرض کنم. عمق فاجعه به نوجوان ها هم رسیده.
    یک چیزی هم همیشه یادت باشه : از ماست که بر ماست
    تا زمانی که ما همین جوری همه چیز رو گردن همدیگه بندازیم و دیوار کوتاه تر از رئیس جمهور پیدا نکنیم همین است که هست. مشکل ملت ما هستند نه رئیس جمهور یا هرکس دیگه ای. مشکل خود ما هستیم.
    کشور هایی مثل چین و ژاپن با زور مردمشون به این جا رسیدند. مردمی که توی خونه های 20 متری زندگی میکنن و 1 سانتی متر هم اضافه شکم ندارن. اون قدر که کار کردن و جون کندن. اون جا زنها طلا نمی خرن و به سر و گردنشون آویزون نمی کنن. اون جا مردم غذا رو قاشق قاشق نمی خورن با چوب میخورن.
    ……………..
    حرف بسی زیاد است و …

  2. amin said, on می 9th, 2008 at 11:05 ب.ظ

    @محمد:
    آخه عزیز برادر خیال می کنی من اینارو نمیدونم؟ میدونی مسئله چیه؟ مسئله اینه که با این همه درد و رنجی که ملت میکشن-چه مقصر باشن یا نه!- همین رئیس جمهور منتخب که باید حداقل با صحبت مرهمی روی زخمشون بگذاره شروع میکنه به صبجت کردن از اداره ی دنیا و خنده دار اینه که خودش تا گلو تو مخمصه گرفتاره!!!!
    بازم طرفداریشو میکنی؟ یک مسئله هم همینه که ما حقمون رو هیچ وقت نخواستیم. اگه از بالاترین تا پائین ترین مسئولان کشور موظف به پاسخ گویی بودن اینطور نمیشد! و
    یادت باشه بخش اعظمی از فرهنگ حاکم بر جامعه ناشی از سیستم کشور داری همین آقایون هست
    به هر حال حرف برای گفتن بسیار است اما مرحمی برای این زخم ها نه…

  3. محمد مطهری said, on می 9th, 2008 at 11:33 ب.ظ

    میدونی چیه؟ ما داریم همه چیز رو میندازیم سر این دوره خراب میکنیم. تورم ، مسکن ، گرانی ، اشتغال و غیره همش مشکلاتی هستن که بودن از خیلی وقت پیش و خواهند بود. اما این ها دلیل نمیشه که ما از روابط خارجیمون بزنیم که. ایران الان زمانی هستش که باید داد و بیداد کنه. یکم سروصدا راه بندازه تو دنیا تا بتونه جلب توجه کنه. آدم هرقدر هم ضعیف باشه باید جلوی قلدر کم نیاره. یکی از سیاست های دولت فعلی هم توسعه روابط خارجیه.
    در ضمن اون مرهم که میگی ها کار رئیس جمهور نیست. اصلا کار رئیس جمهور سیاست گذاری کلی هستش. بقیش به طور خودکار توی سیستم تزریق میشه. یعنی فکر هستش که تزریق میشه به سیستم. حالا مشکل از سیستم هستش. راستش رو بخوای توی سیستم ما آدم کاربلد نیستش. یعنی واقعا کم هستن. در ظاهر اینه که خیلی آدم درست حسابی هستند که دارن حیف میشن اما بدون که واقعا آدم کاربلد نداریم. فکر سیستم خرابه. سیستم هم یعنی همه از کارشناس ساده تا مدیر و وزیر.
    فرهنگ جامعه هم مشکلش از چیزای دیگست. یک چیزی رو رک و راست بهت بگم. مردم ما احمق و بیشعور هستند واقعا. قشر جوان هم بدتر از همشون. من به عینه شاهد تجربیات فراوانی بودم و این حرفارو از ذهن بیکار نمیگم.
    در ضمن فکر نکن دولت هیچ کاری نکرده. شاید تو شاهد اثراتش نبودی. اما بدون بیکار هم نبوده. دولت این بار بیشتر به سمت روستاها حرکت کرده و اون جا کار کرده.
    یک مشکل دیگه هم هست. سطح انتظارات ما بالاست. به قول رهبر که گفت ایران 200 سال عقبه. حالا ما انتظار داریم چهار ساله 200 سال بیایم جلو ؟
    و در آخر یک جمله دیگر : آدم خودش سوار پیکان ایران خودرو خودش بشه بهتر از اینه که مرسدس بنز رو با قیمت 5 میلیون در اختیارش بزارن. یا بهتر بگم آدم خونه 50 متری داشته باشه بهتر از اینه که اجاره خونه 300 متری بده.

  4. farzad said, on می 10th, 2008 at 10:18 ق.ظ

    آقای مطهری. کی گرونی این طوری بوده که الان هست؟ کی در عرض 2 سال خونه 3 برابر شد؟ من همون خونه 50 متریو می خوام. قیمتش چنده؟ شاید شما می تونین داشته باشین. آقا من چرا باید مسیر نیم ساعته رو 2 ساعت تو ترافیک باشم؟ چون مردم بی شعورن؟ برنج چرا کیلویی 4000 تومن میشه؟ چون مردم بی شعورن؟ چیکار کنیم؟ نخوریم؟ بمیریم تا برچسب با شعوری بهمون بچسبه؟ اگه کسی که میاد سر کار فکر اینجا رو نکرده که سیستم رو درست کنه بیخود میکنه شعار میده و وعده سر هم میکنه. ما نخواستیم 200 سال بیایم جلو، عقب نریم فعلا.
    آدمای کاربلدی که میگی نداریم میشه بگی الان کجا رفتن؟

Leave a Reply