بر گور بوسه ها

منتشرشده: 2006/11/27 در import
زانجا كه بوسه هاي تو آن شب شكفت و ريخت
امروز ، شاخه هاي كهن سر كشيده اند
نقش ترا كه پرتو ماه آفريده بود
خورشيد ها ربوده و در بركشيده اند
شب در رسيد و ، شعله ي گوگردي شفق
بر گور بوسه ها ي تو افروخت آتشي
خورشيد تشنه خواست كه نو شد به ياد روز
آن بوسه را كه ريخته از كام مهوشي
ماندم بر آن مزار و ، شب از دور پر گشود
تك تك برآمد از دل ظلمت ، ستاره ها
خواندم ز ديدگان غم آلود اختران
از آخرين غروب نگاهت اشاره ها
چون برگ مرده اي كه درافتد به پاي باد
ياد تو با نسيم سبكخيز شب گريخت
وان خنده اي كه بر لب تو نقش بسته بود
پژمرد و ، در سياهي شب چون شكوفه ريخت
ديدم كه در نگاه تو جوشيد موج اشك
گلبرگ بوسه هاي تو شد طعمه ي نسيم
ديدم ترا كه رفتي و آمد مرا به گوش
آواي پاي رهگذري در سكوت و بيم
بي آنكه بر تو راه ببندد ، نگاه من
اي آشنا ! گريختي از من ، گريختي
چون سايه اي كه پرتو ماه آفريندش
پيوند خود ز ظلمت شب ها گسيختي
اينجا مزار گمشده ي بوسه هاي تست
و آن دورتر ، خيال تو بنشسته بي گناه
من مانده ام هنوز در ين دشت بي كران
تا از چراغ چشم تو گيرم سراغ راه

نادر نادرپور

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s