رسوایی

منتشرشده: 2006/11/28 در import
گر دل دیوانه زین سان سر به شیدایی کشد
کار این عشق و جنون آخر به رسوایی کشد
از من دیوانه ای شاخ بهشت آرزو
مگذر و مگذار کاین دل سر به شیدایی کشد
صبح از دیوانگی ها سر به صحرا می نهد
هر که چون لاله یک شب داغ تنهایی کشد
با نگاه چشم مستت کی دل دیوانه ام
منت ساقی و جام و باده پیمایی کشد
جذبه عشق وجنون نازم که از دامان خاک
شبنم افتاده را بر چرخ مینایی کشد

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s