کجا رفتی که دور از تو . . .

منتشرشده: 2006/11/28 در import
کجا رفتی که دور از تو به کار خویش درماندم
میان حلقه های ماتم چو آه بی اثر ماندم
تو چون عطر گل از آغوش من رفتی و من تنها
چو باد صبحدم در کوچه غم دربه در ماندم
بگیر ای آشنا دستم که چون گرداب سر گردان
در این دریای بی پایان به کار خویش درماندم
جوانی هم رفیق نیمه راهی بود ورفت اما
من سر گشته همچون نقش پا بر رهگذر ماندم
در این شبهای تنهایی میان اشک وآه ای گل
به امید تو همچون شمع شب را تا سحر ماندم
من آن مرغ گرفتارم که از کنج قفس دیدم
به صحرا رفت هر مرغی و من بی بال و پر ماندم

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s