دیدی که رسوا شد دلم

منتشرشده: 2006/12/01 در import
دیدی که رسوا شد دلم

غرق تمنا شد دلم

دیدی که من با این دل

بی آرزوعاشق شدم

با آن همه آزادگی

بر زلف او عاشق شدم

ای وای اگر صیاد من

غافل شود از یاد من

قدرم نداند

فریاد اگر از کوی خود

وز رشته گیسوی خود

بازم رهاند

وای به دردی که درمان ندارد

فتادم به راهی که پایان ندارد

ازگل شنیدم بوی او

مستانه رفتم سوی او

تا چون غبار کوی او

در کوی جان منزل کنم

دیدی که در گرداب غم

از فتنه ی گردون رهی

افتادم سر گشته چون

امواج دریا شد دلم

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s