ما مردم همیشه تحقیر شده ایم

منتشرشده: 2006/12/26 در import
 
شده است کنار مادر بزرگتان يا پدر بزرگتان يا هر کس ديگري
برويد و به او بگوييد: «ميشه يه داستان قديمي بگيد تا براي انشا
بنويسم ؟ «
و او شروع کند به گفتن
و شما مشغول نوشتن
لذت دارد.نه؟
حالا اگر او به زباني که زبان مادريت هست
بگويد
و زبان نوشتاري چيزي جز آن باشد
و بدتر از آن اينکه خيلي از حرفها و کلمه هاشو نفهمي
چه احساسي به تو دست ميده؟
آيا تحقير شدن جز اينه؟
ما قومی هستیم که هر روزمان با تحقیر آغاز می شود
و پایان می گیرد.
…………………
حیدربابا ، کندین گونى باتاندا
اوشاقلارون شامین ئییوب ، یاتاندا
آى بولوتدان چیخوب ، قاش-گؤز آتاندا
بیزدن ده بیر سن اونلارا قصه ده
قصه میزده چوخلى غم و غصه ده

………………….
ترجمه ی دکتر بهروز ثروتیان
_______
حیدربابا ، چو غرصۀ خورشید شد نهان
خوردند شام خود که بخوابند کودکان
وز پشتِ ابر غمزه کند ماه آسمان
از غصه هاى بى حدِ ما قصه ساز کن
چشمان خفته را تو بدان غصه باز کن

Comment posted by
at 12/26/2006 12:24:28 PM

رفیق ترک من، خیلی های دیگر مثل کردها و … دقیقاً همین حس را دارند و این البته به نظر من تحقیر نیست اما ظلمی مسخره است… تحقیر آن است که یکی مثل من که زبانش فارسی است و معلوم نیست چی جوری زبانش فارسی شده به بکی مثل تو بگوید جدایی طلب و پان ترک و تا آنجا پیش رود که خون تو را نیز مباه بداند!!! عجیب است

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s