هر چه بخواهید بنامید

منتشرشده: 2007/02/21 در import
 دسته ی سارها
دشمن پدر بزرگ من اند
به هنگام تاراج گردو هایش

گله ی خیال نیز
دشمن شعر من است
به گاه تاراج مغز کلماتش
 
عشق هم انگار خیالی بیش نبوده است

کی تمام می شود این پریشان گویی من؟
 
 

Comment posted by
at 2/26/2007 1:29:34 PM

… و دل / و مغز مرا

Comment posted by
at 2/24/2007 4:32:21 PM

شکل تازه و خوبی انتخاب کرده اید برای روزها .سیاه است و قشنگ … این نوشته تان هم خوب بود و تازه بود به خصوص بند اولش … اما فقط یک چیز & دو خط آخر انگار از جنس بقیه نیست

و نوشته تان روی تخته سیاه & به گمانم شیرین بود و
مال من تلخ. شما قدر خاطراتتان را نیک می دانید
در هر حال ممنون .

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s