مهاجرت

منتشرشده: 2007/05/30 در import

مهاجرت واژه ایست تلخ و شیرین . واژه ای که از نسل اولین بشر به فعلیت رسیده
و اکنون نیز چنین است ، و طبعا چون منطبق بر واقعیات – و گاه توهماتی که ممکن
است جای حقیقت را بگیرند – است ، در آینده نیز موجودیت (فعلی) خود را حفظ
کرد.
قطعا هر ذهنی به محض شنیدن این لغت -شاید فارسی- به دنبال نمودهای عینی و
گاه تصویر سازی های ذهنی بر می آید تا معنای آن را هر چه بهتر درک کند اما
منظور من از این نوشتار ، نه مهاجرت ِ اقوام بشر از مکانی به مکان ِ دیگر است
و نه کوچ پرندگان و سایر احشام ، و نه بر آنم تا علل و اهداف این جنبش – که بیشتر
حرکت فیزیکی را آشنای ذهن می کند تا جابجایی اندیشه ی ذهنی را ! – را بررسی کنم ،
بلکه هدف من ، اینجا ، ذکر “چند نکته” در باب چگونگی مهاجرت به سمت سیستم ها
و نرم افزارهای آزاد و شرح پاره ای تجربیات شخصی است و بس.
….
انسان مهاجر – هجرت را اینجا به معنای افزایش بُعد بدانید ، لکن نه بُعد مسافت ،
که بُعد اندیشه و فکر- قبل از آنکه تصمیم به هجرت گرفته باشد ، قطعا پیش زمینه
-هایی – بیشتر فکری – برای خود بوجود می آورد و اگر تصمیم به هجرت گرفت ،
پیش از آن ، ابتدا لوازم این سفر را تهیه کرده و حتما خود را قانع خواهد کرد که این
راه ، نهایتش سعادت است و از نیمه ی راه برگشتن ، جز خسارت – زمانی – چیزی
نخواهد داشت. فلذا با علم به موارد فوق و پس از آشنایی با لوازم سفر – تنها تدارک
کافی نیست – قدم به این ورطه میگذارد و چون هدفش را عالی می یابد ، سختی های
مسیر را به جان میخرد که هر که طاووس خواهد . . .
اگر چه عده ای مرارت های مسیر را به نقص ِ غایت آن نسبت می دهند . اما به راستی
آنها را چه به جور کشیدن ؟ ! آن هم در راهی که از پس هرگیاه سبز تفکرکه به شبنم
آزادی سیراب میشود ، خاری نهفته است که کعبه ی آمالش ، خلیدن ِ پای مسافران
کم تحمل است !

و اما آخر بحث من

قبل از هر حرکتی باید فکر کرد.
اول بار که عبارت ِ “جامعه ی آزاد – نرم افزار آزاد” به گوشم رسید و تلفیق عجیب ِ
کلماتی چون “نرم افزار” و”آزادی” و”جامعه” را دیدم ، شوقی عجیب تر در من ایجاد
شد تا به جستجوی منابع بیشتری – تنها جهت یادگیری و شاید ارضای حس کنجکاوی
و نه مهاجرت ! – باشم ، و اینترنت – این کتابخانه ی بزرگ جهان – کمک حال خوبی
بود تا با خواندن مقالتی چند در این باب – از جمله مقالات ریچارد استالمن – و مقایسه ی
این اطلاعت با آرمانها و تفکرات ذهنی خود ، به نتایجی دست پیدا کنم که مرا راغب به
مهاجرت کرد.
لذا با علم به مشکلات – با توجه به وجود بیش از اندازه ی فروم ها وmail list ها و… –
و همچنین زیبایی نهایت ِ راه ، تصمیم به فراهم کردن مقدمات و امکانات – علمی ،
فکری و فیزیکی – برآمدم و به تدریج استفاده از نرم افزارهای آزاد را – در ویندوز ِ
کد بسته – گسترش دادم ، تا اینکه به مرور زمان و پس از آشنایی با محیط و افزایش
درصد استفاده از این نوع نرم افزارها و نیز پس از حل کردن بعضی مشکلات
سخت افزاری و نرم افزاری ، تصمیم ِ مهاجرت به سمت سیستم عامل آزاد لینوکس
را گرفتم و هم اکنون نیز در همین راه پر پیچ و خم و گاه دشوار ولی همراه با مناظری
بدیع ، هوایی خالص و آسمانی واقعاً آبی ! قدم گذاشته ام – اگر چه این زیبایی ها
دلیل نمیشوند که من گاه و بیگاه خسته و ناامید نشوم ، لکن راه زیباست و یقیناً انسانی-
و به این راه ادامه خواهم داد تا رسیدن ِ به مقصود !
( بدون هیچ اِبایی ! باید ذکر کنم که مدت این جمع آوری بساط و فراهم کردن فکر و
لوازم دو سال تمام بود ! )
—————–
کمی آشفتگی ذهن و خیلی بیشتر ! عدم توانایی نوشتن را بگذارید کنارهم
تا بتوانبد مرا به خاطر نوشته هایی آشفته که یکپارچگی خاصی ندارند
ببخشایید !

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s