عنوان !

منتشرشده: 2007/06/13 در import

1) وهمچنان که می رفتند ، او { عیسی مسیح } وارد دهکده ای شد و زنی به نام
مرتاه او را به خانه اش مهمان کرد.
مرتاه خواهری به نام مریم داشت که پیش پای عیسا نشسته بود و به سخن او
گوش می سپرد.
اما مرتاه که گرفتار خدمت به او بود ، بر آشفت . پس به کنار عیسا آمد و گفت :
” مولای من ! آیا اهمیت نمی دهی که خواهرم من را در خدمت گذاری به تو
تنها گذارد؟ به خواهرم بفرما که بیاید و من را کمک کند !”
عیسا پاسخ داد :
“مرتاه ! تو خود را مضطرب و نگران چیزهای زیادی می کنی.
اما مریم بخش بهتر را برگزیده است ، و این از او گرفته نخواهد شد.

–انجیل لوقا باب 10 ، آیه ی 38-42

2) دریغا سرو ،
لانه ی قوم کلاغ است.
دریغا !

3) آرزو داشتن یک چیز است و آرزو بودن چیز دیگر
حسرتا !
نه آرزویی مانده
و نه . . .

4 ) یکی را ایمان می دهند
در زمین دیمش می‌رویانند
بی منت آب

آن دیگری را صورت می‌دهند
تا سیرتش میسر نشود
حتی به بارش باران‌ها

شعر”روشن” را اینجا به صورت کامل بخوانید
——————–
پ 1 : انسان با خاطراتش زنده است

پ 2 : نام خدای خود را باطل مبر

پ 3 : من خداهستم پروردگار شما ( این یکی را حتما بخوانید)

پ 4 : در ستایش و نکوهش “صفت

پ 5 : تجربه مورگان شوستر در ايران

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s