وقت خواب

منتشرشده: 2007/06/27 در import

ساعت دقیقا 4:32 دقیقه ی بامداد یا چه میدانم ! صبح ِ هفتم ِ تیر هشتاد و گمانم شش !
راستش را بخواهید فرقی ندارد چندمش است و اصلا کدام سال است و یا مثلا چه مناسبتی دارد.
آخر منی که دو سال از دست استادی فرار کردم و بعد این مدت همان درس را با استادی دیگر برداشتم و تازه چند روز بعد فهمیدم کد درس را اشتباهی نوشته بودند و این یعنی یاز مجبورم قیافه ی حق به جانب همان استاد دکتر نشان کچلی که بلد نبود اسپیکر کامپیوترش را وصل کند و آن وقت خط مخصوص چند میلیونی به اتاقش وصل کرده اند و مدام کارش شده دانلود مقالات- تازه من با رفیقم یکی دوبارسرش را شیره مالیدیم و دو تا دی وی دی لینوکس ! با کمال افتخار و هزار البته لذت دانلود نمودیم(تازه فیلم ها را نگفتم D ) – و بعد سر هم بندی آنها و دوباره ! فرستادنشان به همان مرجعشان و بعد صدای به به و چه چه عالم و چه بگویم ؟ از همین مذخرفات را تحمل کنم ، چه فرقی دارد چندم ماه است و اصلا در چه روزی هستم و یا کدام سال را خیر سرم ! می گذرانم ؟!!!
کاغذ های چسبیده به شیشه های اتاقم را باد خنک تر می کند اما به ما که میرسد،
دورش کند می شود و این یعنی گرما در خنکای صبحگاهی و انگار یک لیوان شامپاین ! خورده ام که این طور داغ کرده ام و مدام از پنجره ی اتاق تازه سفید شده ام ! پشت کوهی را نگاه می کنم که قرار است خورشیدش را نشان دهد و چقدر طول میکشد این کار!
حالا سرم را هر چقدر هم کج کنم – البته از پنجره ی آن ور اتاقم! – باز نمی توانم ماه را کامل ببینم و این یعنی وقت خواب است . وقت ِ خواب
—————-
تا یادم نرفته بگویم که این نوشته ی “آنا” بد جور به مذاق من خوش آمده
بخوانید و بعد حتما حق را به من بدهید ! وگرنه شما را متهم به کوری
و ندیدن لباس ِ پادشاه می کنم !

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s