ترجمه؟ آری!

منتشرشده: 2007/11/24 در نکات, ایران, ترجمه

«اعراب چند سال پس از تذکر سازمان ملل متحد درباره جای خالی آثار ترجمه شده در ادبیات ملل عرب زبان و تاثیر سوء آن بر سطح روشنفکری آنها، کمر همت بسته اند تا دانش خود را از این آثار افزایش دهند.مسئولان «برنامه توسعه بشری عرب» سازمان ملل، چهار سال پیش گفتند که تعداد کتاب های ترجمه شده به زبان عربی در چند صد سال اخیر تا اندازه ای محدود بوده که مثلا می توان گفت که تعداد آنها برابر است با شمار عناوین تازه ای که در طی یک سال در کشوری مانند اسپانیا منتشر می شود.شماره امروز روزنامه گاردین (22 نوامبر)، گزارشی دارد به قلم ایان بلک دراین زمینه و خبر می دهد که به منظور رفع این کمبود طرح جدیدی با عنوان «کلمه» در ابوظبی در امارات متحده عربی معرفی شده است. بنا به این طرح، طی یک سال آینده صد عنوان کتاب و بعد از آن تا سال 2010 هر سال پانصد عنوان جدید از نوشته های فلاسفه، نویسندگان و دانشمندان غربی به زبان عربی ترجمه خواهد شد.»*

به نظر من این خبر که در BBC آمده است، جواب بسیاری از انتقاداتی که بعضی از وبلاگنویسان به خاطر مطالب ترجمه ی دوستان دیگر دارند رو به شدت میده. واقعیت ها رو باید قبول کرد.ما کجای این جهان هستیم؟ در طی دوره ی تحصیلی من در دانشگاه و در حالی که مراحل آخر رو طی میکنم هیچ کتابی و حتی داخل این کتابها هیچ تئوری و یا نظریه ای که ساخته و پرداخته ی یک ایرانی باشه ندیدم.یعنی من دچار مشکل هستم؟!!! چطور کشوری که ادعای ساخت سانتریفیوژ داره ولی دانشمندان همون کشورهنوزاهنوز از کتب دانشمندان همان کشور شیطان بزرگ استفاده میکنند؟چه درحوزه ی فیزیک و مغناطیس، ریاضیات پیشرفته و مخابرات و سیستم های انتقال و… ما هنوز مصرف کننده ی صرف هستیم.حتی برای ما پیدا کردن ترجمه های درست و حسابی هم مشکل هست چه رسد به نوشتن خود کتاب!!!
غرور بس است به خدا.تمدن ایران باستان نابود شده.چرا باور نداریم؟چرا کسی که زحمت ترجمه ی مطلبی علمی و یا حتی خبری رو متحمل میشه به وقت تلف کنی متهم می کنیم؟
بگذارید خودم را مثال بزنم! طی ۷ ماه گذشته من به شخصه چندین مقاله از سری مقالات مجله ی حلقه ی کامل رو به تنهایی ترجمه کردم.با اینکه متن ساده ای داشتند و ماکزیمم وقت ترجمه ی هرکدام یک الی یک و نیم ساعت بود، در مرحله ی ویرایش گاهی اوقات ۵ ساعت طول میکشید تا از درستی مطلبی مطمئن بشم و بعد حتی با کمی ترس اون رو توی ویکی سایت اوبونتوی ایران قرار می دادم واز دوستان میخواستم تا در ویرایش همان مقاله ی به نظر ساده کمک کنند! حتی یک بار برای ترجمه ی کلمه ی حالا معروف شده Geek سه روز معطل شدم که ترجمه ی دقیق تری پیدا کنم و خوشبختانه ترجمه ای که کردم همان چیزی بود که جادی در وبلاگش نوشته بود!(با مشورت دوستان) در حالی که معنی همین کلمه دردیکشنری ها این آمده «یکی از بازیکنان بالماسکه و کارناوال که غالبا دارای ماسک منقاردار است.» !!! و جالب اینکه چندین بار عین همین جمله رودر مقالات ترجمه شده ی هفته نامه ی عصر ارتباط دیدم!!!
ترجمه یک راه برای یادگیری خود فرد هم هست.نباید کسی رو به خاطر یادگیری متهم کرد!
حرف آخر اینکه کمی انصاف هم خوب چیزی است! معروف شدن به هر قیمتی هیچ ارزشی ندارد.هدف هیچ وقت وسیله رو توجیه نکرده.همان جمله ی معروف کوئلیوکه «حقیقت همان است که هست نه آن چیزی که ما فکر میکنیم باید باشد!» رو باورکنیم.
مقاله ی زیر شاید درک درستی از حوادث گاه و بیگاه وبلاگشهر به ما بده.وبلاگشهر نمودی عینی از آرمانشهر بشره که بیشتر اعضای اون انسانهای تحصیل کرده و آگاه هستند.حالا که این انسانها اینطور رفتار میکنند، ما چه فاصله ای با همان آرمانشهر داریم؟
میلیون ها سال نوری …

سرمایه ای به نام اعتماد

Powered by ScribeFire

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s