همواره گذشتگان!

منتشرشده: 2007/12/17 در ایران, اجتماعی, روزنوشت, شعر

به نظر من یکی از دلایلی که ایران را دارای غنای فرهنگی کرده، وجود لایه های پی در پی فرهنگی در اقصا نقاط این کشور پهناور است. وجود این لایه ها همانند سدی در برابر فرهنگ های مهاجم عمل می کرد و نه تنها مانعی برای این تهاجمات بود، بلکه حتی خود را به فرهنگ مهاجم تحمیل میکرد.اما پس از دیدار رضا شاه از ترکیه و پیاده کردن یکسان سازی فرهنگی در ایران، این لایه های اجتماعی، فرهنگی اگر چه نه به آسانی ولی به مرور و با سیاستهای ارعاب گرایانه و سپس هجمه ی تبلیغاتی حکومت مرکزی و از طرف دیگر هجوم فرهنگ های مهاجم ازچهار سوی مرزها، به سوی نابودی ، نه از بیرون، بلکه ازدرون، حرکت کردند.
بعد از انقلاب ۵۷ نیز متاسفانه همان ایده ها که گویی در ذهن دولت مردان حک شده بود، به نوعی متفاوت و آغشته با مذهب اجرا شد و البته میشود.
امروز بیابان نشین ما، جنگل نشین ما، روستا نشین و شهرنشین و… همه و همه به سمتی سوق داده می شوند که دارای زبان، مذهب، تفکر!، و حتی رسوم یکسان شوند.این لایه های درونی روز به روز نازک تر و نازک تر می شوند و کودکان آنها دیگراز فرهنگ و هویت و زبان محلی خود چیزی نمی دانند که هیچ، دانستن آنرا وقت تلف کردن می دانند!
روزی خواهد رسید که از فرهنگ چند لایه ی ایرانی جز پوسته ای به ظاهر آراسته اما نامقاوم باقی نخواهند ماند.
آن روز، روز پیروزی فرهنگ مهاجم غربی است.

پ ن :جهان سال مولانا را گرامی داشت اما ما دریغ از نوشته ای از برای او!
جهان مولانا را انسانی کامل دانست، ما محکومش کردیم به نافرمانی از شریعت!
سالها برای حلاج که انا الحق گفت اشک ریختیم، حالا حلاج را محکوم می کنند به همان اتهامات!!!
بگذریم که همواره گذشته ایم.
براستی، سرنوشت همواره گذشتگان، جز این است؟

پ ن : شعری از علیرضا روشن به نام «شعر بی نان، شعر بی زن، شعر بی وزن»          

«نان را
اگر باشد
می جویم
گرانش که کردند
سرود سرد قحطی را گریه می کنیم
چنین سرودی
سرود حقارت است

آزادی اگر باشد
افسار پاره می کنیم
دریغش چون کنند
مرثیه ی حسرتش را در اختفا ناله می کنیم
چنین شعری
شعر بیچارگان است

زن
چون حرامش کنند
شعر فراقش را
عاشقانه می نامیم
          و
            چون به دست آمد
                    به دستش می دهیم
چنین شعری
الهام ِ الهه ی ِ بند ِ تنبان است

شعر
نان نیست
زن نیست
آزادی نیست

شعری دیگر بباید گفت
بی نان
بی آزادی
بی زن»

Powered by ScribeFire

دیدگاه‌ها
  1. afshinm می‌گوید:

    شعری دیگر بباید گفت…

  2. ravanparish می‌گوید:

    از یک اشتباه تایپی که بگذریم / بد نیست

  3. ravanparish می‌گوید:

    هی . به بازی دعوت شدی . روانپریش دات کام رو ببین

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s