یلدا

منتشرشده: 2007/12/22 در ایران

از سیاست متنفرم ولی نمی تونم ببینم دوستانم به خاطر عقیده ای که دارن(اینطور میگن!) شب یلدایی که ما کنار بخاریِ گرم و با خنده و شادی به سر می بریم، دنج زندان(حتی بدون هیچ شکنجه ای) باشن و از سرما بلرزن. واقعا فکر اینکه چند تا دانشجو می تونن تهدیدی برای امنیت ملی کشوری به بزرگی ایران باشن واقعا مسخره است و البته خنده دار!
دانشجو باید انتفاد کنه چون اقتضای جوانیش هست.دانشجو باید اعتراض کنه و حتی خشمش رو کاملا خشن ابراز کنه چون آرمان گراست.فکر کنم نخست وزیر اسبق فرانسه بود که میگفت باید گذاشت دانشجو ماشین های کنار خیابون رو آتش بزنه چون جوانه و اگه خشمش رو تخلیه نکنه یک روز به ضرر همه ی ماست.
اینکه تحمل سی چهل دانشجو رو مقامات امنیتی ندارن، میتونه چند دلیل داشته باشه.یا اینکه واقعا مثل محمد رضای پهلوی ترسو هستن و یا دچار مرض ناشناخته ی دیکتاتورها شدن.
طبق قانون اساسی تفتیش عقاید ممنوعه ولی انگار اینها قانون رو به نفع تفسیر میکنن و بعد اجرا!
این رسم کشور داری نیست حضرات.نیست.
به امید تبدیل شدن زندان ها به دانشگاه ها (شعاری که اوایل انقلاب داده میشد ولی … )
اعصابم به هم ریخت رفیق.

لعنتی! زمستان است! هیچ سرما نمی فهمی؟

Powered by ScribeFire.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s