SiiB

منتشرشده: 2008/01/07 در روزنوشت

ده سال پیش در چنین روزی
+سلام آقای دکتر!
−سلام آقا.بفرما بشین…خوب چی شده؟
+سرما خوردگی و …
−گلو چی؟درد می کنه؟ آب ریزش بینی داری؟ با عفونت همراهه؟
+بله.کمی.تب هم دارم.
−خوب.پس یه شربت گلو درد، قرص سرما خوردگی و یه آمپول پنی سیلین همراه چند بسته قرص آموکسی سیلین برا عفونت می نویسم.میتونی بری!
بعد از یک هفته من خوب شدم!
نه سال پیش در چنین روزی-دکتری دیگر با همان سوالات و همان جواب ها و همان نسخه
بعد از یک هفته خوب شدم!
هشت سال بعد …هفت،شش، ….
تا امسال نسخه ی من یکی بوده!!!
به نظر شما باز هم لازمه برم دکتر؟ خوب نسخه که همونه، این همه هزینه و وقت برای چی؟مستقیم میرم داروفروشی و خلاص!

پ ن :منو نزنید ها! این نظر همه ی خود درمان کننده هاست.بلدید قانعشون کنید خوب 😀
پ ن ۱: تا حالا سیب رو پختید؟! یه زمانی ما سیب ترش رو کباب می کردیم و می خوردیم.البته میدونید که سیب ترش منظور سیب نرسیده است و این عمل فقط در تابستان میسر!(افشین خوب میدونه چی میگم!)
اما زمستون چی؟ کافیه دو یا سه تا سیب رو توی قابلمه بندازید و صبر کنید تا خوب بپزن! البته همینطوری تنها نه، بلکه با کمی دوشاب(امیدوارم بدونید چیه!!!) برا گلودرد هم فوق العاده است.بی خیال این دکترا ! 😀
سیب شیرین پخته کنار بخاری گرم،عجب طعمی، بفرمائید 🙂
تنها نکته ی منفی وجود یه خروار کتاب درسی این وسطه که راهی برای خلاص شدن نیست:(

Powered by ScribeFire.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s