نوشته هاي يك شيره اي!

منتشرشده: 2008/04/24 در روزنوشت

چند روز اول:
اینترنت پر سرعت برای ما اینترنت ندیده ها(دایال آپی ها) نعمتی بزرگ است اما همین ندید بدید بودن خودش مایه ی دردسر می شود! نمونه ی
بارز این تیپ آدم ها خود من هستم! یک شهرستانی که وقتی سرعت دانلودش از 3 یا 4 کیلوبایت یکهو به 10 یا 13 پرید، از خود بیخود شده اینترنت رو برای دریافت انواع و اقسام فایل ها زیر و رو کرد!!!
حالا بعد از مدتها باز به همان نسق ثابت، بی اینترنت شده ام منتها با این فرق اساسی که تا مدتها حتی قادر به وصل شدن به اینترنت از خانه نخواهم بود! فکرش را بکنید. انگار از معتادی به سیگار یا مواد مخدر ناگهان همه ی چیزش را بگیرید و او مجبور باشد سرش را با دیگر چیزها گرم کند از جمله همصحبتی با دوستان، کتاب و مجله خواندن و البته قدم زدن! راستی طعم غذاها عجیب خوشمزه شده!
هوای بیرون هم خوب بودها! یادم رفته بود.  خورشید را بگو که گرمایی هم داشت انگار!!! و ماه… هنوز هم همان ماه است.
راستی یادم افتاد به منوهای گنوم نگاهی بکنم.چقدر نرم افزار نصب کرده بودم من! دسکتاپم رو کمی خلوت تر کردم و حالا باید برنامه ریزی کنم تا چند فیلم اساسی ببینم و البته درس هم سر جای خود منتها این بار با تمرکز بیشتر!!! فکر کنم دیگر سر جلسه ی امتحان به فلان کامنت کذایی و بهمان مطلب ناجور فکر نخواهم کرد.بله درست است! البته اعتراف میکنم حرص میخورم که قادر به اذیت کردن بقیه نیستم!!! لذت اذیت کردن ملت خصوصا دو سه نفری همیشه کیفورم می کرد 😀 می دانید که منظورم چه کسانی هستند؟! 🙂
فعلا بروم که درس و مشق دارم.
=====================
روز چهارم
علائم: سر درد شدید به همراه درد ذهنی و تلاش ذهن برای مرور خاطرات زمان اعتیاد!!! خستگی بسیار شدید بروز میکند و نکته ی جالب اینکه بدن به نوعی خودآگاهی میرسد که یعنی بله باید یبشتر ازقبل استراحت کند! نکته ی خیلی جالب تر اینکه ذهن به نوعی در حال تلاش برای فریفتن اینجانب جهت نوشتن اینها و بعد وصل شدن به اینترنت برای پست کردنشان است که البته این بار کورخوانده! چراکه دستش رو شده. باید صبر کنم چند روزی بگذرد بعد پست میکنم!!! 😀
=====================

 در این بی اینترنتی فرصتی شد تا به ویندوز مادر مرده هم سری بزنم. حالا فکر میکنم صد سال دیگر هم نمی توانم به این سیستم فوق العاده باهوش برگردم! اول اینکه بدجوری به کپی کردن متن در لینوکس (های لایت کلمه) و پیست کردن(کلیک وسط!) عادت کرده ام. سرعتم در ویندوز آنقدر پائین می آید که اعصابم خط خطی میشود به خدا! حالا این به کنار، فکر کنید کسی مثلا آمده اتاق من و با من کاری دارد.اگر من نباشم سیستمم که هست! همیشه روشن ولی قفل شده! پس چکار کند؟ اگر ویندوز باشد که بهتر است بی خیال هوشمندی و این کارها شده کاغذی گیر بیاورد و بچسباند به مانیتور! (چقدر هوشمندی تو عمو بیلی   :)) ) ولی اگر لینوکس باشد خیلی راحت اول با تکان دادن ماوس یا زدن هر کلیدی صفحه ی ورود پسورد ظاهر میشود که گزینه ای به اسم leave message هم هست.آن  را زده و پیغام خود را مینویسد و هر وقت بنده برگشتم با ورود به گنوم عزیزم، پیغام را خواهم دید! 😀
در مورد هوشمندی فوق العاده ویندوز در شناخت نوع فایل ها و گیج زدنش هنگام عوض کردن پسوند فایل ها که دیگر نباید چیزی گفت! باید گفت؟! :))

امروز عصری که رفتم کافی نت تا کمی از این درد اعتیاد خلاصی پیدا کنم به علت قطع شدن اینترنت! فقط تونستم کامنتها رو چک کنم که دیدم زهرا خانم نوشته خداحافظ و البته قبلش @ و اسمم رو نوشته! خندیدم و گفتم خب خداحافظ ولی دیگه @ چرا؟ اینجا توییتر نیست که!
بعد همینطوری تو خیالم فکر کردم که چی میشد که وقتی تنهایی نشستی کنار دیواری و با چوب خشکی روی دیوار مینویسی که مثلا فلانی بی تو هرگز و از این حرفها! و قبلش @ رو هم میگذاشتی و بعد طرف با چک کردن ریپلای ها می دید که نوشتی بی تو هرگز  و از این حرفها!!!
الان که این خاطره ی ذهنی به یادم اومد و نوشتنمش ، داشتم آخرهای فیلم «زندگی دوگانه ی ورونیکا»(از کیشلوفسکی) رو می دیدم که فکر کردم حتما ما هم دوگانه ای داریم و خبر نداریم! خلاصه گفته باشم که اکانت توییترم رو با کسی شریک نمیشم حتی دوگانه ی خودم!!!
گفتیم بگیم بعد نگه نگفتی!
پ ن: این آخري رو میشه به عنوان آرزوی محال هم فرض کرد
و بدهی قبلی رو صاف کرد! قابل توجه شاتوت خانم
========

لعنت به دنيايي كه توييترش هم فاصله رو كاراكتر حساب ميكنه لعنت!!!

تو كافي نت پست شده. لذا غلط ملط نگيريد ها ! مخلصيم و بدرود

دیدگاه‌ها
  1. شارپدیا می‌گوید:

    معمولا وقتی یه معتاد میخواد ترک کنه، همه‌جاش رو خوب میگردن (منظورم لباساشه!) که یهویی دوباره شیطون گولش نزده باشه و چیزی با خودش برنداشته باشه.

    فکر کنم تو رو خوب نگشته بودند.
    😀

  2. sadjad می‌گوید:

    آخ آخ چه درد سختی می‌کشی که مپرس!!

  3. پدرام می‌گوید:

    کجایی پسر؟پاشو بیا دلمون واست تنگ شده 😀

    یه سری تجربه جدید دارم می خوام در اختیارت بذارم 😀

  4. كاسپر می‌گوید:

    ايول خوشم مياد كه مثل خودمي
    من كارم از شيره اي گذشته كم كم تزريقي شدم
    من اگه يك روز اينترنت نداشته باشم اون روز زنده نيستم
    ضمن اين كافي نت هم نمي تونم تحمل كنم

  5. vivavida می‌گوید:

    نه پاشو بیا .. بیا .. بیا سمت کامپیوتر … حالا یه دقه کانکت شدن که چیزی نیست ( یه پکه دیگه معتاد نمی شی جون تو :دی ) … اما منم می فهممت بی اینترنتی چه دردیه . منم که مدت یه ماه اینترنت نداشتم بدن درد و مغز درد گرفته بودم … بخصوص که نمی تونستم بیام توییتر و ازت امتیاز کم کنم و این خودش یه عذاب الهی بود :دی …
    حالا تا ابد تو ترک نباشی ما از بی امتیازی معتاد شیما … یه استراحت بکن برگرد دوباره … ما هم همینطور که میایم می بینیم نیستی برات لیو مسیج می کنیم بیای ببینی حالشو ببری :دی …

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s