غم نبودن تو

منتشرشده: 2008/11/28 در روزنوشت, شریعتی
برچسب‌ها:

چه غم انگيز است که وقتي چشمه اي سرد و زلال، در برابرت، ميجوشد و ميخواند و مينالد،تشنه آتش باشي و نه آب
و چشمه که خشکيد، چشمه که از آن آتش که تو تشنه ی آن بودي، بخار شد و به هوا رفت و آتش کوير را تافت و در خود گداخت و از زمين آتش روئيد و از آسمان آتش باريد، تو تشنه آب گردي و نه تشنه آتش و بعد،

                                           عمري گداختن از غم نبودن کسي که، تا بود، از غم نبودن تو ميگداخت!

علي شريعتي

پ ن: اگه یه اینترنت خوب داشتم مسلما میشد یه عکس خوب هم گذاشت این وسط ولی چه کنیم دیگه! به قول بعضی ها، مردم غزه توی محاصره هستن و مردم هند ترسان و لرزان از عملیات های تروریستی و کلی آدم فقیر و گرسنه تو کشور خودمون و جاهای دیگه ی دنیا داریم و اون وقت داریم برا خودمون خوش میگذرونیم! راستی کاری هم می تونیم بکنیم؟ برای مردم هند متاسفم، برای مردم غزه هم و برای همه ی گرسنگان عالم اما این دلیل میشه که مثلا از دولت انتقاد نکنیم؟! یا از حق خودمون بگذریم؟ بگذریم به هر حال…

Powered by ScribeFire.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s