مردم اگر نفهم اند، شماها نفهم ترید!

منتشرشده: 2009/01/29 در روزنوشت, سیاست
برچسب‌ها:,
نمیدانم می دانید یا نه ولی به هر حال چه اهمیتی دارد؟ مهم این است که خودم هنوز به یاد دارم که آدمی بودم شدیدا مذهبی و گوشه گیر و منزوی. هنوز هم نفهمیدم چرا تا به این حد به عرفان علاقه مند شدم و چرا رهایش کردم ولی تنها دلیل را «خودم» میدانم. دنبال خودم بودم و شناخت خودم و محیط اطرافم.طی شاید 7 سال ریاضت شدید که گاهی با گوشه نشینی های چند روزه شدت می یافت، به خودم و از خدا چه پنهان که احساس میکنم به اطرافیانم، صدمه زدم.از طرفی به علت پرهیز از گناه! به شدت محافظه کار و ترسو شده بودم و از سویی دیگر به علت علاقه به مطالعه مدام از خودم «می پرسیدم». هر اتفاقی برای من یک «چرا» داشت و «چطور» و «چگونه» و «چرا نه» و هزار «چرا» ی مختلف . بالاخره همین سوالات ناجی ام شدند.
ااین گذشته به شدت آزارم میدهد اما نمیتوانم پشیمان باشم. یک بار که تاوان اشتباهی را بدهی تا آخر عمر فراموشش نمیکنی و صد البته دوباره تکرارش نخواهی کرد.
باور می کنید من به احمدی نژاد رای داده ام؟ و باور می کنید این نه به خاطر «نه» گفتن به کسی بوده که فقط و فقط به خاطر خودش بود؟! بله من یک اصولگرا بودم. البته از دید خودم و فکر میکنم هر اصولگرایی هم اینطور است و شما تعریف واحدی پیدا نخواهید کرد همانطور که اصلاح طلبان هم تعریفی واحد از اصلاح طلبی ندارند و صد البته نخواهند داشت چراکه هر شفافیتی برای اهل قدرت زیان بار است و آنوقت چطور می شود به کسی انگ زد؟
 روراست اگر باشیم باید اعتراف کنیم که اصولگرایی نماد دین داری و اصلاح طلبی نماد دین گریزی است. به راست و دروغش کاری ندارم اما این احساس میان مردم هست که هر اصولگرایی دین دار و لزوما با اخلاق است و هر اصلاح طلبی بی دین(به نسبت دین دارها!) و در نتیجه بی اخلاق و فاسد!!!
واقعیات جامعه با شعار دادن قابل تغییر نیستند.باید چاره ای اندیشید. تا زمانی که مذهب در سیاست ما جاری است، برندگان اصلی راست گرایان افراطی خواهند بود.گاهی فکر میکنم اصلاح طلبان و اصولگرایان هر دو در یک جبهه هستند که یک سیاست را دنبال میکنند. سیاست زمین های سوخته ی اسرائیل! اصلاح طلبان همانند بمب افکن ها همه چیز را نابود میکنند تا اصولگرایی نفسی باشد در میان غبار زمین های سوخته و بالعکس و بعد روز از نو، روزی از نو…

پ ن: تیتر تندی است اما واقعیت همیشه تند و تیز بوده. خطابم اینجا مشخصا به عده ای بوده که مردم را بازیچه ای بیش نمی دانند و در هر مباحثه ای بنا به ضرورت پای مردم را پیش می کشند و هر وقت به دردشان نخورد اصلا مردم برایشان بی اهمیت است و جالب اینکه این را با صراحت و شما بخوانید وقاحت تکرار می کنند!!!

Powered by ScribeFire.

دیدگاه‌ها
  1. اینکه گفته اید: تا زمانی که مذهب در سیاست ما جاری است، برندگان اصلی راست گرایان افراطی خواهند بود / خطاست. تاریخ سی سال گذشته نشانه خطا بودنش است. افراط و تفریط یک مکانیزم طبیعی است. هر افراطی تفریطی دارد. چه در شخص چه در جامعه. شاید قدم نخست آن باشد که هر کس تلاش کند ابتدا بیاموزد و بعد بیاموزد و در انتها نیز بیاموزد تا ادعا کند و ادعا کند و ادعا کند. تفاوت زیادی از نظر روش میان گذشته و حال کسانی که دچار افراط و تفریط اند نیست. همان هستند که بودند.

    • amin می‌گوید:

      ممنون از کامنت تان. کنایه هاتان دریافت شد 🙂 البته برای من این سوال ماند که تفریطی شدن مرا از کجا متوجه شدید؟

  2. Saeid می‌گوید:

    +1 امین جان
    حرف از دل ما می زنی

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s