مرگ بر ولایت دل

منتشرشده: 2009/12/12 در روزنوشت
برچسب‌ها:

سال عجیبی بود.
-نمیدانم چرا گفتم «بود»؟
احساسی دارم که دیگر اتفاقات عجیب تکرار نمیشوند! شاید هم باید میگفتم «است»! چه میدانم؟ هان… این کلمه‌ها دست از سرم برنمیدارند و مدام مشغول شیطنت‌اند.-
حس نوشتن هم ندارم. معلوم است دیگر! مدتهاست چیزی ننوشته‌ام و البته از خیلی‌ قبل‌تر هم میدانستم که چرند‌نویسیم زیاد شده اما چه کنم که اینجا پُر شده از خاطراتی که دوست داشتنی‌اند…
علی الحساب گفتم اینها را بنویسم شاید این پیر عجوزه‌ی هزار داماد روزگار، فقط لحظه‌ای به مراد من ِ کوتاهْ دیوار برقصد! چه میدانم بچرخد! رقص سماع کند! تانگو هم بدک نیست. البته تکی که نمیشود؟ میشود؟ هان؟ خلاصه تکانی بده به خودت جناب روزگار

سه سال و سه ماه هم از وبلاگ نویسیم گذشت خلاصه!!! عمری بوده ها

🙂

تیتر برگرفته از یک توییت است!

دیدگاه‌ها
  1. Mina می‌گوید:

    Everything is going to be okey. Life takes time and turn. You are going to dance AGAIN

  2. سعید احمدی می‌گوید:

    سلام،
    از اون جایی که دیدم جنابعالی در زمینه علوم ارتباطات فعال هستید بد نیست به اطلاع برسانم که بنده می توانم دستگاه کتابخوان الکترونیک (ایبوک ریدر Ebook reader) را با امکاناتی استثنایی همراه با قابلیت اتصال به اینترنت با نصف قیمت مرسوم در بازار ایران به شما و علاقه مندان کتابخوان های الکترونیکی ارائه کنم.
    اگر به سایت من سری بزنید بیشتر با ظاهر زیبای این کتابخوان و قابلیت های جالب اون آشنا خواهید شد.

    با تشکر سعید
    saed.ahmadi@gmail.com
    onyxboox.blogfa.com

  3. ملیحه می‌گوید:

    مطالبت جالب بودنش ولي احساس نميکني کم مطلب نوشتي

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s