بایگانیِ دستهٔ ‘لینوکس’

مدیریت پهنای باند

یکی از مشکلاتی که همیشه داشتم محاسبه‌ی پهنای باند مصرفی در یک تاریخ معین بوده. البته حالا که اینترنت نامحدود(فوق سرعت 64 کیلوبیتی) دارم نگران نیستم ولی فهمیدن این موضوع خالی از لطف نیست!

برای دانستن این موضوع از نرم‌افزار vnstat استفاده میکنیم.

sudo apt-get install vnstat

بعد از نصب از دستور زیر استفاده می‌کنیم تا دیتابیس ساخته بشه:

sudo vnstat -u -i eth0

و حالا میتونیم با دستور زیر آمار یک ماه رو داشته باشیم:

vnstat -m

طبیعتا میشه از دستور man استفاده کرد تا دستورات بیشتری رو یافت:

man vnstat

و یا شاید از دستور زیر هم بشه چیزهایی پیدا کرد:

vstati –help

خوب اگه بخواهیم خروجی رو به جای اینکه تو خط فرمان یا ترمینال ببینیم به صورت تصویر داشته باشیم چکار کنیم؟ لطفا اسکرین‌شات رو فراموش کنید 🙂

قبل از هر کاری این بسته‌ها رو نصب کنید:

sudo apt-get install libgd2-noxpm libgd2-noxpm-dev

حالا بسته‌ی vnstati رو لازم داریم اما متاسفانه در مخازن نیست و باید دستی دانلود و کامپایل بشه!

پس میریم به سایتش و دانلودش می‌کنیم.

حالا کل بسته رو کپی می کنیم تو پوشه‌ی خانگی مثلا و بعد از خارج کردنش از حالت فشرده با توجه به راهنمای مجمود در خود بسته نصبش می کنیم.

بعد از نصب کافیه این دستور رو وارد کنید:

vnstati -vs -i teh0 -o ~/Desktop/vnstat.png

تمام!

منبع: مجله‌ی لینوکس

=-=-=-=-=
Powered by Bilbo Blogger

فایرفاکس رسما داره پاشو از گلیم خودش به عنوان یه مرورگر دراز میکنه و البته این نشون میده که اهداف موزیلا فراتر از یه مرورگر صرفه! خلاصه اگه کنم موزیلا بیشتر به دنبال یه سیستم عامل تحت وب هست منتها قدمهاشو اهسته اهسته بر میداره که قورباغه ها نفهمن!!!
اگه اسم Tomboy رو شنیدید میدونید که عجیب نعمتی است برای ما لینوکسی ها و چقدر دلم میسوزه برای بقیه که وقتی مطالب مینویسن و برق یهو میره همه ی مطلبشون میپره! :دی
خوب این جناب Tomboy حتی آخرین حرف شما رو قبل از قطع برق رو هم نگه میداره. حالا یه بنده خدایی پیدا شده اکستنشن اینو نوشته تا بقیه ی ملت هم حال کنن! ما که تست نکردیم ببینیم چطور است لکن شما بروید دنبالش!
بدرود

Create Tomboy notes in Firefox with Tomfox — PhoroLinux.

پ ن : پست شده با Press This 🙂

جنگ آینده ی دنیای موبایل، نه جنگ سخت افزارها که مبارزه ی سخت و هیجان انگیز پلتفرم ها خواهد بود. دنیای ارتباطات به سمتی حرکت میکند که روزی آدمی بتواند تمام نیازهای روزمره اش را به یک گوشی کوچک هوشمند اما همه کاره منتقل کند. به همین جهت دنیای آینده بیش از آنکه در تسخیر لپتاپ ها باشد، در اختیار گوشی ها هوشمند است.
اما در حال حاضر در این صنعت نرم افزاری چه خبر است؟
دیدیم که نوکیا اعلام کرد که سیمبین را به صورت اوپن سورس عرضه خواهد کرد. هفته ی گذشته هم خبری منتشر شد مبنی بر ادغام   Linux Phone Standards (LiPS) Forum  و LiMo (Linux Mobile) Foundation
از آن طرف به طور حتم در مورد پلتفرم جدید اندروید- متعلق به شرکت لابد معظم گوگل!- شنیده اید. نکته ی جالب اما این است که LIMO و Android هر دو مبتنی بر لینوکس بوده و سیمبین هم اوپن سورس شده. اینها را بگذارید کنار دو پلتفرم بسته ی دیگر یعنی ویندوز موبایل و مک آیفون.
به نظر شما آینده از آن کدام است؟
اندروید گوگل مبتنی بر جاوا(شک دارم!) بوده و پشتیبانی ۳۳ شرکت بزرگ علاوه بر گوگل را به دنبال خود دارد. تخمین زده می شود که در انتهای سال جاری میلادی نخستین گوشی با این پلتفرم ساخته شده و به بازار عرضه شود. همینطور شرکت HTC که حتما معرف حضور هست؟ این شرکت در حال تدارک برای استفاده از اندروید در سال جاری! بوده و شرکت LG نیز برای سال ۲۰۰۹ خود را اماده میکند. به این لیست، شرکت های Motorola و Samsung را هم اضافه کنید.
نرم افزارهای LIMO نیز توسط زبان C++ /C نوشته شده و توسط تقریبا ۴۰ شرکت پشتیبانی میشود.یکی از معروف ترین گوشی های دارای این پلتفرم، گوشی زیبای روکر E8 موتورولاست.شرکت هایی چون LG و Panasonic و NEC هم از این پلتفرم استفاده کرده اند.
در مورد ویندوز موبایل، من واقعا شک دارم به اینکه آینده ای داشته باشه مگر اوپن سورس شدن و یا حتی مثل مک آیفون، دادن آزادی برای گسترش نرم افزارها. در حقیقت آیفون به نوعی آزادی کنترل شده و محدود رو برای گسترش پلتفرم به صورت بیرونی استفاده کرده در حالی که ویندوز موبایل حتی از این آزادی ولو ناقص هم دریغ کرده!
شاید لفظ اکوسیستم برای آيفون رو شنیده باشید. آیا یک اکوسیستم نیمه باز(با اغراق البته) قادر به رقابت با اکوسیستم هایی به شدت باز و گسترده همچون اندروید و سیمبین خواهد بود؟ براستی جو کنونی(هجوم به سمت آیفون) ناشی از نوعی تبلیغات گسترده نیست؟ تبلیغاتی که القای حس تک بودن گوشی را به ذهن مخاطب القا میکند؟ آیا آزادی ناقص میتواند یک اکوسیستم بزرگ خلق کند؟ اگر خلق کرد آیا این اکوسیستم مصنوعی نیست؟
حرف من این است: اصولا هر پدیده ای چه سیاسی و چه اجتماعی و حتی علمی و تکنولوژیکی و … که با ذات بشر یعنی آزادی در تضاد باشد و یا بخواهد بر سرش کلاه بگذارد، به نظر من شکست خورده است اگرچه مدتی به ظاهر موفق باشد!

اطلاعات بیشتر در موتورهای جستجوی وب. سرچ کنید لطفا!!!

شعار ما:جامعه ی آزاد، نرم افزار آزاد

جنتو ۲۰۰۸

منتشرشده: 2008/07/14 در linux, لینوکس, گنو/لینوکس
برچسب‌ها:,

شاید آخرهای مرداد ماه گذشته بود که سی دی لایو جنتو رو دانلود کردم(یاد اینترنت کم سرعتم بخیر!) اما به علت مشکلی که در نسخه ی قبلی جنتو هم وجود داشت و در این نسخه باز هم بود، ۱۵ بار- بله!- نصبش رو امتحان کردم اما نشد. اما هر مرحله ای یک چیزی داشت برای یادگرفتن و این پروسه ۱۵ بار تکرار شد و البته لازم به تذکر است که پروسه ی هر نصبی حداقل ۳ ساعت طول می کشید و لذا ۱۵ بار یعنی دو هفته!!!
این دو هفته یک جور لجاجتی داشتم که باعث شد مرحله به مرحله جلو بروم تا اینکه در بار ۱۵ ام ناامید شدم! واقعا خسته شده بودم. چون میدونستم دیگه راهی برای فرار از اون مشکل نیست و هر چند مرحله رو که به اصطلاح ignore کنم دیگه از این مراحل باقیمانده نمیشه بی خیال شد چون چیزی نمونده بود جز مرحله ی شناخت سخت افزار و بعد کپی کردن پکیج ها و نصبشون!!!
برای ۱۶ امین بار تصمیم به نصب گرفتم و این بار نصب شد. بی اغراق نیمی از دانسته های خودم رو مدیون جنتو میدونم. چه در پروسه ی نصب و چه بعد از نصب که انگار خانه ای داری که باید همه چیزش رو خودت بسازی. سخت بود اما شد. با مطالعه ی راهنما شد. به هر ترتیب تنها علت کنار گذاشتن جنتو، سیستم ضعیفم(به قول حسن-زیر خط سابق قارقارکم) بود که باید برای هر نصب نرم افزار(کامپایل) حتی یک ساعت منتظر میشدم! 😦
خلاصه اینکه نسخه ی جدید جنتو چند روزی هست که منتشر شده اما انگار این بار مشکلی در نصبش نیست. این وبلاگ توضیحات خوبی داره. اگر داشتید امتحانش کنید. یکی از قدرتمند ترین و صد البته خاص ترین توزیع های گنو/لینوکس است این جنتو 🙂

یکی از حسرت هایی که همیشه می خوردم این بود که چرا شرکت بزرگی همچون ادوب،  Adobe Air رو فقط برای ویندوز و بعدا مک ارائه داد ولی خبری از نسخه ی لینوکسی نبود اما امروز خوشبختانه متوجه شدم نسخه ی لینوکسی هم منتشر شده! 🙂
البته این برنامه هنوز در مرحله ی آزمایشی قرار داره، لکن قابل استفاده است.این برنامه رو از این مسیر با حجم 15 مگابایتی می توانید دانلود کنید.
برای نصب در لینوکس اگر چه توضیح زیادی لازم نیست ولی جهت تذکر ابتدا روی فایل کلیک راست کرده و  properties رو انتخاب کنید.بعد در تب  permissions باید execute رو تیک بزنید تا فایل قابل اجرا شدن بشه.
در ترمینال هم به مسیر فایل برید و ابتدا /. رو بنویسید و بعد اسم فایل و بعد اینتر!(حسن خان از این هم ساده تر 😀 )
یه راه ساده تر هم هست.روی فایل دو بار کلیک کنید 😀
Adob Air Installation Wizard
راستی چند تا برنامه هم از این مسیر می تونید بردارید و تست کنید.نحوه ی نصب هم اینطوره که بعد از دانلود برنامه ها که پسوند air دارند، باز کلیک راست و properties و در تب open with و در پائین تب Add+ رو بزنید. در پنجره باز شده و در قسمت use a custom command زبانه ی کوچک رو به سمت پائین ببرید(روش کلیک کنید میره) و با زدن browse به مسیر opt/Adobe AIR/Versions/1.0/ برید و فایلی به اسم airappinstaller رو انتخاب کنید. حالا کافیه روی برنامه ی دانلودی کیک کنید تا شروع کنه به نصب شدن البته همه ی این کارها وقتی انجام میشه که مثل من چند دقیقه ای صبر نداشته باشید تا خود سیستم اتوماتیک این کارها رو انجام بده 😐
برم ببینم میتونم یه کلاینت برای توییتر پیدا کنم!
فعلا…

by Bradley M. Kuhn and Richard M. Stallman

«دوست داشتن آزادی، دوست داشتن دیگران است، دوست داشتن قدرت دوست داشتن خودمان.»

«William Hazlitt»

در حرکت نرم افزارهای آزاد ما بر آزادی کاربران نرم افزار پافشاری می کنیم. ما دیدگاه خود را با دقت به آزادی های ضروری که برای یک زندگی خوب لازم هستند و اجازه دادن به برنامه های ضروری برای بهره بردن از کمک های دوستانه ی دیگران، تنظیم کرده ایم.
ضوابط ما برای نرم افزارهای آزاد تضمین کننده ی آزادی هایی است که یک کاربر نرم افزار احتیاج دارد، لذا آنها می توانند در یک اجتماع مشارکت کنند.

ما همچنین به آزادی برنامه نویسان نیز پافشاری می کنیم همانطوری که برای کاربران عمل میکنیم. ما آزادی را آنگونه که برای خودمان می خواهیم، برای شما نیز می خواهیم.اما مسئله این است که نرم افزارهایی که استفاده می کنیم توسط بقیه نوشته شده اند. در نتیجه این خواسته در حالی است که ما از نرم افزارهای نوشته شده توسط دیگران استفاده می کنیم نه وقتی که از کدهای نوشته شده ی خودمان بهره می بریم! ما آزادی را برای همه می خواهیم، چه برنامه نویسان، چه مشارکت کنندگان و چه بقیه.

وقتی ما می گوییم آزادی، از «آزادی برای انتخاب لایسنس(جواز) جهت برنامه ای که نوشته اید» دفاع نمی کنیم. ما این را رد می کنیم زیرا این نیز یک  صورت از قدرت است نه آزادی!
افق این تشخیص بسیار وخیم است! آزادی قادر است تا به طور کلی بر روی شما تاثیر بگذارد در حالی که قدرت قادر است بر روی دیگران تاثیر بیشتری بگذارد!

اگر ما قدرت را با آزادی اشتباه بگیریم، در راه آزادی شکست خورده ایم.

نرم افزارهای تجاری تمرینی از قدرت هستند.امروز، قانون کپی رایت، به صاحبان نرم افزار قدرت میدهد، لذا آنها با استفاده از این قدرت، قوانین را برای تحمیل(اعمال نفوذ) به بقیه انتخاب می کنند.
وقتی کاربران از آزادی تعریف شده که نرم افزار آزاد را توصیف می کند، بی بهره باشند، در این صورت نمی توانند بپرسند نرم افزار چکار می کند، قادر به شناسایی راههای نفوذ نیستند، نمی توانند ویروس ها و کرمها را کنترل کنند، نمی فهمند کدام اطلاعات محرمانه و شخصی گزارش داده می شود،اگر خرابی رخ بدهد، نمی توانند آن را تعمیر کنند بلکه باید منتظر صاحبان نرم افزار باشند تا از قدرتشان برای تعمیرش استفاده کنند!!! اگر فهمیدن اینکه برای رفع این مشکل به چه چیزی نیاز است، آسان نباشد، به همان وضعیت قناعت خواهند کرد. آنها برای رفع این مشکل نمی توانند به یکدیگر کمک کنند!

صاحبان نرم افزارهای تجاری اغلب به فکر تجارت اند. ما در حرکت نرم افزارهای آزاد مخالف تجارت نیستیم بلکه ما دیده ایم که چه اتفاقی می افتد وقتی نرم افزارهای تجاری، «آزادی» دارند برای تحمیل قواعد مستبدانه ی خود به کاربرانشان.
مایکروسافت یک نمونه ی آشکار از چگونگی منع آزادی های کاربران است که می تواند منجر به آسیب های مستقیم بشود اما این تنها نمونه نیست!

بحث هایی که در مورد حقوق و قوانین نرم افزارها میشود، بیشتر بر روی علایق برنامه نویسان متمرکز است، افراد معدودی در جهان که به طور مرتب برنامه می نویسند و تعداد کمتری که صاحبان نرم افزارهای تجاری هستند اما جهان پیشرفته ی امروزی به برنامه ها نیاز دارد.، بنابراین صاحبان نرم افزارها هم اکنون طرز زندگی ما، تجارت ما، ارتباطات ما و سرگرمی ما را کنترل می کنند.
مباحث اخلاقی و سیاسی تنها شامل شعار آزادی انتخاب(تنها برای توسعه دهندگان نرم افزار) نخواهد بود.

پروفسور Lawrence Lessig (از دانشکده ی حقوق استنفورد) توضیح میدهد، اگر کد یک قانون باشد، سوال اساسی اینگونه مطرح می شود:کدهایی که شما استفاده می کنید توسط چه کسانی کنترل می شوند، شما یا عده ی دیگری به عنوان گروه نخبه و ممتاز؟ ما معتقد هستیم که شما حق کنترل نرم افزارها را دارید و دادن این حق کنترل از اهداف حرکت نرم افزارهای آزاد است.

ما اعتقاد داریم شما باید بتوانید تصمیم بگیرید که چگونه از نرم افزارها استفاده کنید نه آنگونه که قوانین امروزه می گویند! قانون کپی رایت فعلی، ما را(صاحبان نرم افزار را ) در جایگاه بالاتری نسبت به کاربران دیگر قرار میدهد چه آن را بخواهیم و چه نخواهیم!

پاسخ اخلاقی به چنین جایگاهی این است که آزادی های هر کاربر را به او گوشزد بکنیم(داد بزنیم!)

عینا همان طور که لوایح قانونی تمرینی هستند برای قدرت دولت ها تا از آزادی های تک تک شهروندان محافظت کنند.
قانون GNU GPL برای همین است.این قانون آزادی کاربران برای استفاده از برنامه ها را تضمین میکند. وقتی شما بدین گونه خودتان را از دیگران محافظت می کنید، دیگر چه کسی می تواند تصمیمات شما را کنترل کند.

اغلب کاربران درک می کنند که کد، قانون است و این قانون برای ایجاد حس شایستگی آزاد بودنشان می آید، آنها همچنین اهمیت آزادی ای را که ما برایش ایستادگی می کنیم درک خواهند کرد همانطور که اغلب کاربران از ارزشهای عملی آزادی نرم افزاری که ما توسعه می دهیم، قدردانی می کنند.

This essay is published in Free Software, Free Society: The Selected Essays of Richard M. Stallman

توضیح:کپی لغت به لغت این مقاله و انتشار آن با/بدون کسب اجازه و درج لینک آزاد است به شرطی که این قید در انتهای مقاله ذکر شود.

بعضی ها دست از بهانه های بنی اسرائیلی برنمیدارن.انگار نمیخوان بزرگ بشن!

growing.png

اولا که بیشتر بسته ها یا همون نرم افزارهای گنو/لینوکس باینری هستن یعنی برای نصب فقط کافیه روی فایل کلیک کنید وبس! حتی سوالات مزخرفی که توی ویندوز و هنگام نصب میبینید، اینجا خبری ازشون نیست!
دوما اگه حس جینگولک بازی بهتون دست داد و یا مجبور شدید بسته ای رو از سورس نصب کنید مثلا درایور مودم، مثل یه بچه ی خوب بعد دانلود فایل، روش راست کلیک می کنید و گزینه ی extract … رو میزنید! این یعنی از حالت فشرده خارجش کن.بعد توی پوشه یه فایل متنی هست که معمولا اسمش readme یا install هست.بازش کنید و کمی مطالعه کنید! آه چه کار سختی!
اگر چه در 99 درصد موارد کافیه اول توی ترمینال به مسیر پوشه مربوطه برید(cd)  و بعد دستورات configure/. و make رو اجرا کنید.اگه همه چی ختم به خیر شد با sudo make install قال قضیه رو بکنید خوب! این آه و ناله داره آخه؟ تنها نکته این وسط رعایت وابستگی ها هست یعنی Dependencies .حالا از کجا بفهمیم چی لازم داریم؟ خوب معلومه توی همون فایل متنی نوشته دیگه! 🙂

مواقع نگاه کردن به نحوه ی نصب نرم افزار توی ترمینال، یکی از زیباترین لحظات عمرم بوده مخصوصا اون اولها که دهنم یه خورده ای  باز مونده بود! 😀
من رشته ی تحصیلیم نرم افزار و اینا نیست ولی اگه کارم تدریس نرم افزار بود، روزی نیم ساعت نگاه کردن به پروسه ی نصب توی ترمینال از تکالیف همیشگیم بود! icon_mrgreen.gif نگاه کردن اولین و مهمترین قدم هست.گفته باشم!