نوشته های برچسب خورده با ‘خوابگرد’

اعتراف

منتشرشده: 2007/12/26 در متفرقه, نکات, ایران, توییتر
برچسب‌ها:,

وسط رسم نموداری پر پیچ و خم بودم که فکرم رفت پیش این جناب خوابگرد و اینکه آیا کار درستی بوده متنی بنویسم که بیشتر شبیه گلایه های پیرمردهای خسته ی روستایی، کنار آتش داغ هست؟!
همانطور که سولوژن گفت خوابگرد تنها نوشته ای کلی آورده بود و همین طور من و حالا گمانم خیلی ها هم اینطور بودند! و من هم تصدیق کردم و میکنم و اعتراف میکنم به کلمه ای حتی از آن نوشته اعتقادی ندارم!!!
من نمیدانم جناب شکراللهی چه قصدی داشته از این بازی! سالگرد بازی های وبلاگی این فکر را چرا به ذهنش آورد و هدفش از دیدن واکنش ها چیست؟! فقط این را میدانم که ما وبلاگ نویسان(از هر دهه ای که باشیم) یک خصلت مشترک داریم و آن عصبانی نوشتن مان است و بس!
این عصبانیت عوامل زیادی دارد که شاید در نوشته ای که به احتمال زیاد خوابگرد خواهد آورد، تحلیل شود ولی به هر صورت من هیچ اعتقادی به مرزبندی های سنی برای محک عیار انسانها ندارم.(خوب شد اول متنم نوشتم که این فقط یک بازی است اگرچه از اینکه رفقای دهه ی قبلی! خودم حالشان گرفته میشود حسابی شارژ میشوم!!! 😀 )
قصد نوشتن یبش از این ندارم ولی یک نکته ی بامزه هم وسط ماجرا هست.
نوشتن آن پست کذایی و به دنبالش پس نوشتم(پی نوشت!) را بگذارید به حساب این مردک اجنبی که طی رهنمونی به وبلاگ نویسان از آنها خواست در مجادلات وبلاگی شرکت کنند و از هر فرصتی برای پیش برد اهداف خود استفاده کنند!!! 🙂

پ ن0 : این نوشته را اگر به حساب دهه شصتی بودنم بگذارید، باید خدمتان عرض کنم که همان مرد اجنبی را یک دهه ی پنجاهی معرفی کرده بود!!!
پ ن1:خدمت حضار فرهنگی هم عارضم که زمانی داد تبادل فرهنگی و فکری با استفاده از توییتر را مدام سر ملت کشیدیم و گفتیم این گفتگوی مستقیم با افکار جهانی، فرصت خوبی است برای حتی دستگاه تبلیغاتی دولتی! و خصوصا روزنامه ها و موسیقی دانان و … اما افسوس که گوش شنوایی نبود.گفتیم اینجا ذکرش کنیم تا حداقل اسمش را شنیده باشید!!!
پ ن 2:توییتر(Twitter) در لغت به معنای چهچهه آمده و نوشته ای است برآمده از ذهن مبارک افراد با این سوال که «چه می کنی؟!»

تا بعد…