یکسال هم، گذشت…

منتشرشده: 2010/03/16 در نوروز, روزنوشت

سلام

سال نو همگی مبارک.

لزومی نمی‌بینم اتفاقات عجیب یکسال اخیر رو مرور کنم. اتفاقات عجیبی که چه در جامعه و چه زندگی شخصی من منشا اثر بودند. فلذا اگر از من رنجیدید، عذر میخوام و آرزوی سالی پر از موفقیت برای تک تک شما، دوستان، وبلاگ‌نویسان و فعالین حوزه‌ی آی‌تی و نرم‌افزار آزاد دارم.

دوستی هاتان پایدار

=-=-=-=-=
Powered by Bilbo Blogger

سلام

«وقتی مبارزه با دشمن بر پاسداشت آزادی مقدم باشد، استبداد رشد می‌کند!»

این جمله‌ی من نیست و هیچ ربطی هم در ظاهر به وقایع اخیر جامعه ایران ندارد. جمله‌ای است در متن ِ نقد ِ یک فیلم! همین

حرفی نیست جز اینکه این را بخوانید! البته قبلش اگر توانستید و وقتش را پیدا کردید و حوصله‌تان اجازه داد و … حتما این را ببینید!

پ ن : گنو یعنی پاسداشت آزادی، اگرچه به سختی و مشقت بیفتی!

=-=-=-=-=
Powered by Bilbo Blogger

مملکته؟

منتشرشده: 2010/02/19 در ایران, روزنوشت, سیاست

همین الان در حضور آقای اینترنت ایرانی نشستم و از نیم ساعت قبل منتظرم جیمیل باز بشه تا ایمیل‌ها رو چک کنم! توی این نیم ساعت میتونستم استراحت کنم یا کتاب بخونم یا به بقیه کارهام برسم.

خوب آقای جنبش نرم‌افزاری یا اصلاح الگوی مصرف و فلان، میدونم که خبر ندارید از این مشکلات وگرنه حتما رسیدگی می‌کردید! فلذا اگر یک روزی پسر خیلی گرامی‌ی وزیر مخابرات که از اینترنتشون راضی هستن، اینو دیدن، حتما خبرش رو خدمت شما اعلام کنن!

با تشکر قبلی

پ ن:فقط خواستم یک نمونه‌ی کوچک از زندگی ایرانی رو نشون بدم! برای ساده ترین مسئله باید مدتها وقت و انرژی صرف کرد، با این وضعیت انتظار پیشرفت هم دارن!!!

مملکته داریم؟

=-=-=-=-=
Powered by Bilbo Blogger

مرگ بر ولایت دل

منتشرشده: 2009/12/12 در روزنوشت
برچسب‌ها:

سال عجیبی بود.
-نمیدانم چرا گفتم «بود»؟
احساسی دارم که دیگر اتفاقات عجیب تکرار نمیشوند! شاید هم باید میگفتم «است»! چه میدانم؟ هان… این کلمه‌ها دست از سرم برنمیدارند و مدام مشغول شیطنت‌اند.-
حس نوشتن هم ندارم. معلوم است دیگر! مدتهاست چیزی ننوشته‌ام و البته از خیلی‌ قبل‌تر هم میدانستم که چرند‌نویسیم زیاد شده اما چه کنم که اینجا پُر شده از خاطراتی که دوست داشتنی‌اند…
علی الحساب گفتم اینها را بنویسم شاید این پیر عجوزه‌ی هزار داماد روزگار، فقط لحظه‌ای به مراد من ِ کوتاهْ دیوار برقصد! چه میدانم بچرخد! رقص سماع کند! تانگو هم بدک نیست. البته تکی که نمیشود؟ میشود؟ هان؟ خلاصه تکانی بده به خودت جناب روزگار

سه سال و سه ماه هم از وبلاگ نویسیم گذشت خلاصه!!! عمری بوده ها

🙂

تیتر برگرفته از یک توییت است!

مدیریت پهنای باند

یکی از مشکلاتی که همیشه داشتم محاسبه‌ی پهنای باند مصرفی در یک تاریخ معین بوده. البته حالا که اینترنت نامحدود(فوق سرعت 64 کیلوبیتی) دارم نگران نیستم ولی فهمیدن این موضوع خالی از لطف نیست!

برای دانستن این موضوع از نرم‌افزار vnstat استفاده میکنیم.

sudo apt-get install vnstat

بعد از نصب از دستور زیر استفاده می‌کنیم تا دیتابیس ساخته بشه:

sudo vnstat -u -i eth0

و حالا میتونیم با دستور زیر آمار یک ماه رو داشته باشیم:

vnstat -m

طبیعتا میشه از دستور man استفاده کرد تا دستورات بیشتری رو یافت:

man vnstat

و یا شاید از دستور زیر هم بشه چیزهایی پیدا کرد:

vstati –help

خوب اگه بخواهیم خروجی رو به جای اینکه تو خط فرمان یا ترمینال ببینیم به صورت تصویر داشته باشیم چکار کنیم؟ لطفا اسکرین‌شات رو فراموش کنید 🙂

قبل از هر کاری این بسته‌ها رو نصب کنید:

sudo apt-get install libgd2-noxpm libgd2-noxpm-dev

حالا بسته‌ی vnstati رو لازم داریم اما متاسفانه در مخازن نیست و باید دستی دانلود و کامپایل بشه!

پس میریم به سایتش و دانلودش می‌کنیم.

حالا کل بسته رو کپی می کنیم تو پوشه‌ی خانگی مثلا و بعد از خارج کردنش از حالت فشرده با توجه به راهنمای مجمود در خود بسته نصبش می کنیم.

بعد از نصب کافیه این دستور رو وارد کنید:

vnstati -vs -i teh0 -o ~/Desktop/vnstat.png

تمام!

منبع: مجله‌ی لینوکس

=-=-=-=-=
Powered by Bilbo Blogger

هر کتابی که میخوانم انگار رهسپار سفری پر شگفت میشوم! بی هیچ استثنایی همواره بدینگونه بوده و اقرار اگر بشود نامش را گذاشت یا نه ، باید بگویم که نمیدانم حکمتی بوده که این کتاب‌ها را خوانده ام یا نه اما تنها میدانم که هر کتابی را در وقتی که باید بخوانم خوانده ام! یادگرفته‌هایی که همزمان به کارم آمده‌اند و اینگونه شگفتی‌ام تکمیل شده.

از این موضوع نه چندان مهم برای دیگران که بگذرم، میرسم به مسئله‌ای عجیب:

گاهی شده دوستانی پرسیده‌اند در حال مطالعه‌ی چه کتابی هستی و گفته‌ام فلان. جوابی که داده‌اند در حد نخوانده‌ام یا خوانده‌ام بوده نه کم و نه زیاد!

این‌هایی که نخوانده‌اند هیچ اما آن دیگری‌ها دیوانه‌اند انگار که چنین خونسرد وبی‌روح درباره‌ی کتاب‌ها اظهار نظر می‌کنند!

انگار رفته‌باشی سفر زیر دریا و هر وقت کسی به یادت آورد سرد و بی‌روح بگویی:« اوه بله یک بار رفته‌ام!»

بعضی‌ها دیوانه‌هایی اند با ظاهری عادی، نه، باور نمیکنم که عاقل باشند، هرگز…

پ‌ن: تیتر برگفته از کتاب دنیای سوفی( Sophie’s World ) نوشته‌ی Jostein Gaarder

=-=-=-=-=
Powered by Bilbo Blogger

دعوی مردان این عصر انفعالی بیش نیست
شیر می غرند و چــــون وامیرسی بزغاله اند

سرد شد دل از دم این پهلوانان غرور
رستم اند اما بغل پرورده های خاله اند

به صورت کامل اینجا بخوانید: ( + )

=-=-=-=-=
Powered by Bilbo Blogger